خرید بک لینک

يكى، در پيش عارقی از فقر خود شكايت مى كرد و سخت می ناليد.

عارف گفت: خواهى كه ده هزار درهم داشته باشى و چشم نداشته باشى؟

مرد گفت: البته كه نه . دو چشم خود را با همه دنيا عوض نمى كنم.

عارف گفت: عقلت را با ده هزار درهم، معاوضه مى كنى؟

مرد گفت: نه.

عارف گفت: گوش و دست و پاى خود را چطور؟

مرد گفت: هرگز!

عارف گفت: پس هم اكنون خداوند، صدها هزار درهم در دامان تو گذاشته است. باز شكايت دارى و گله مى كنى؟!بلكه تو حاضر نخواهى بود كه حال خويش را با حال بسيارى از مردمان عوض كنى و خود را خوش تر و خوش بخت تر از بسيارى از انسان هاى اطراف خود مى بينى. پس آنچه تو را داده اند، بسى بيش تر از آن است كه ديگران را داده اند و تو هنوز شكر اين همه را به جاى نياورده، خواهان نعمت بيش ترى هستى!

+ نوشته شده توسط وحید صمدپور شهرک در و ساعت |

برچسب: نویسنده: یلدا رضاپور تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 7:15

صفحه بندی